به گزارش همدان پرس؛ دوستداشتنِ زادگاه در نوشتههای بجای مانده از چهرههای نامی ایرانزمین سابقهای کهن دارد و کهنشهر همدان نیز با نمونههای متنی بسیاری برای توجه به تماشای شهر همراه است. عینالقضات همدانی ادیب، عارف و فیلسوف قرن پنجم با پیشانینوشتهایی از تماشای قلههای شکوهمند الوند در کتابهای خود یاد کرده است.
به تماشای الوند
از گذشتههای دور تا امروز کوهستان الوند از جمله ویژگیهای طبیعی و شاخص همدان برای شناختن این کهنشهر است. به گفته استاد معمار و هنرمند معاصر، امیرهوشنگ مهراردلان، قلههای الوند ویژگی و خاصیتی جذبکننده دارند و ایشان همواره از علاقمندی خود برای تماشای چکاد سرافراز الوند یاد میکند. عینالقضات شهید پای همین کوه جان بر سر اندیشههای خود نهاد و سر بر دار گذاشت تا امروزه نیز کلمات او را به حکم تاریخ از نو بازخوانی کنیم.
یادمان عینالقضات
برای نگاه به چکاد الوند باید ابتدا از افق محدود شده در شهر که امروزه با ساختمانهای نابجا در جانمایی مخدوش شده، دور شویم. در حوالی خیابان جانبازان همدان و در مجاورت با پردیس موسوم به «باغ ایرانی» یک بنای یادمانی با شیبراهی به سمت بالا قرار دارد.
امروز بنای یادمان عینالقضات کاربری اداری پیدا کرده و شهرداری منطقه دوم همدان در همین ساختمان، پذیرای حضور کارمندان و ارباب رجوع است اما در طبقه همکف بنا، همچنان مجسمههای ساکت به سکوت خود راه را برای رسیدن به مزار نمادین عینالقضات باز میکنند. پس از ورود در بالا سر، جملهای از عینالقضات نقش بسته است.

کاش دانستمی
«کاش دانستمی که دگر بار، دیده آیا خواهد دید فرازِ دو قله الوندکوه همدان را؟» این جمله برگرفته از کتاب ماندگار حکیم پرویز اذکایی، فیلسوف، مورخ و همدانشناس نامی است. چه خوب منبع و مرجع جمله نوشته شده است. پایینتر از این پیشانینوشت مزار نمادین عینالقضات شهید قرار دارد و بر کنار دست آن بروی دیوار از کتاب «ماتیکان عینالقضات» نقل شده است: «الوند و ماوشان و حدیث عاشقان، به حسن ظنی مطالعه باید کرد که همه شِکوی و رنجوری نه با همدان است که کاری دیگر است.»
آری رنج و شکایت از احوال زادگاه، کاری دیگر است و کهنشهر همدان همچنان بر شکوهمندی الوندکوه تکیه دارد.
از شیبراه یاد شده در بنای عینالقضات هنوز میشود به تماشای چکاد سرافراز الوندکوه ایستاد و به دور از ساختمانهای نابجای شهر افق دید را به دیدار نماد طبیعی همدان سپرد.
الوند و ماوشان و حدیث عاشقان
برای نگاهداری از کهنشهر همدان در سالهای گذشته لااقل از دو دهه گذشته، جمعی از هنرمندان و اهالی دوستدار تاریخ و فرهنگ شهر دست به دست دادند مبادا روند تخریب بیش از پیش بشود. گرداگرد بناهای کهن شهر همچون بنای تاریخی بدیعالحکماء ایستادند تا مانع از تخریب بشوند هر چند در مواردی هم ناتوان در برابر احکام صادره بودند. برگههای شناسنامه همدان در زمینههایی مانند معماری و شهرسازی که پهلو به تاریخ و فرهنگ شهر میزند روایتگر همان اسطورههایی هستند که این روزها به روی اعلانهای شهری کشیده شدهاند. در اوضاع بلبشوی کنونی امیدواری به حفظ این برگهها و جانهای حافظان، راهی بیراه نیست.
گر دوست چنان کند
پیش از مزار نمادین عینالقضات شهید یک رباعی چشمنواز است: «گر دوست چنان کند که ما خواستهایم، ما آتش و نفت و بوریا خواستهایم». استاد معمار و هنرمند معاصر جناب سیاوش تیموری در جزوهای درباره زندگی عینالقضات و شرح افکار او آورده است: «ابوالمعالی عبدالله بن محمد بن علی بن الحسن بن علی میانجی همدانی مشهور به عینالقضات مولدش همدان بوده و در همدان مقیم بوده و پدرش نیز در همانجا به دنیا آمده است. شهرت او به میانجی به سبب نسبتی است که جدش بدان مشهور بوده است، در حالیکه او خودش را همدانی میخواند. بنا به تصریح خودش شهادت او در سن سی و سه سالگی بوده است.» عوام و اهل ظاهر او را به کفر و اِلحاد نسبت دادند در حالی که او بین مذاهب فرقی قائل نبود. «دریغا هفتاد و دو مذهب... اگر همه جمع آمدندی و این کلمات از من شنیدندی ایشان را مصور شدی که همه یک دین و ملتند.
تماشای الوندکوه و دوستداشتن کهنشهر همدان و خوانش تاریخ ادبیات ایرانزمین به ویژه توجه به گفتههای عینالقضات چنان است که شکایت و رنج را برای گذران روزگار، دیگرگونه میکند.