به گزارش همدان پرس؛ این روزها که این کهنشهر میزبان برگزاری مراسم مختلف است، میشود از یک نفر سراغ گرفت و او را یاد کرد. زندهیاد «علیاکبر محمودیوثاق» با گویش شیرین همدانی اجرای خود را در یاد بینندگانش ماندگار میکرد و بدون هیچ نوشتهای و به شکل بداههپردازی معمولا شعری همدانی را لابلای صحبتهایش میخواند. اگر بود حتما به مراسمی دعوت میشد و به حاضران، تاریخ و فرهنگ کهنشهر میزبان را یادآور میشد.
دادای همدان، حافظهای بسیار از خاطرات و داستانهای عامیانه این شهر داشت. گفتههای او را «محمدحسین یزدانیراد» با همکاری مرکز اسناد و مدیریت کتابخانه ملی در همدان در یک کتاب با نام «فرهنگ عامیانه همدان» اسفندماه سال 1396 توسط نشر روزنه در 301 صفحه به همراه بخش پیوست تصاویر منتشر کرد که در مراسمی رونمایی شد. مراسمی که عمر زندهیاد وثاق به آن نرسید.
از روزگار رفته حکایت
علیاکبر متولد سال 1320 در همدان بود. گفتههای وثاق در کتاب «فرهنگ عامیانه همدان» درباره محلهای که به دنیا آمد و خانوادهاش چنین است: «به روایت سجلی [شناسنامهای] که بنده در آن تقصیری ندارم تاریخ تولدم [سال] 1330 است. اما تاریخ دقیق تولد من سال 1320 است. در آن زمان شناسنامه به تازگی آمده بود و طبقات پائینی مانند ما چون سواد و اطلاعت کاملی نداشتند شناسنامه بچهها را دقیق نمیگرفتند. نام من علیاکبر محمودی وثاق است. متولد محله چشمه خانم دراز ـ در جوار امامزاده عبدالله ـ مادرم اصالتاً ِبنه بازاری و پدرم اصالتاً ورمزیاری است. طبق نوشته داخل قرآنی که نزد مادربزرگم بوده نزدیک به هفت پشت [نسل] همدانی هستیم. در منزلی که من به دنیا آمدم مانند همه منزلهای قدیمی همدان بزرگ، شیروانیدار، حوض و دارای درخت مو بود. پدرم در کاروانسرای حاج ابراهیمبیگ در چال دباغخانه، سرایدار بود و با وجود اینکه تا کلاس ششم ابتدایی بیشتر درس نخوانده بود اهل شعر و ادب بود و قصههای بسیاری برای ما نقل میکرد و خیلی علاقه داشت که فرزندانش تحصیل کنند؛ در عین حال دستی هم در هنر داشت و گاهگاهی نی میزد ایشان به نی[زدن] علاقه زیادی داشت و با نی آهنی خود نوازندگی میکرد.
از مکتبخانه و کلاس درس تا حضور در انجمنهای ادبی
مکتبخانه آ حسین یا آقاحسین واقع در پشت گنبد علویان در محوطه مسجد آیتالله آقامحمد انواری اولین محل حضور آقای محمودیوثاق برای یادگیری سواد و دانش بود. مدرسه جامی در خیابان باباطاهر، مدرسه نمونه در محله پیرگرگ یا پیر گرد و دبیرستان علویان مراحل بعدی تحصیلی او بودند. در دبیرستان علویان با علیاکبر صابریون و حسن سماواتی اکباتانی به قول خودش سه راس یک مثلث را تشکیل داده بود. صابریون عاشق گویندگی در رادیو بود، حسین سماواتی گرایش به موسیقی و شعر و محمودیوثاق هم به ادبیات محلی علاقه داشت. وثاق در همان دوران دبیرستان به همراه سماواتی در برنامه مشاعره زندهیاد «مهدی سهیلی» مقام نخست را بدست آورد.
تلاش و کوشش برای پاسداشت فرهنگ و هنر
از نوشتن برای روزنامههای شهر تا همراهی در اجرای کنسرت موسیقی از جمله همراهی با گروه موسیقی مفتون با دکلمه شعرها، حضور در انجمنهای ادبی شهر و انجمنهای پیشکسوتان و بازنشستگان بخشی از تلاش و کوششهای پایانناپذیر محمودیوثاق برای حفظ و نگاهداری از فرهنگ و هنر و تاریخ کهنشهر همدان بود. محمودیوثاق با مجموعه یادداشتهای «محلیسرایان همدان» به بیان خاطرههای خود از نویسندگان، شاعران، هنرمندان نقاشی، خوشنویسی و نیز هنرمندان موسیقی میپرداخت. بخشی از این یادداشتها در روزنامههای هگمتانه و همشهری همدان منتشر شد.
آرام در قطعه هنرمندان همدان
روزهای آخر تیرماه سال 1393 بود که ناگاه به دلیل عارضهای قلبی، خبر درگذشت علیاکبر محمودی وثاق در خبرها پخش شد. شب 28 تیرماه 93 خورشیدی علیاکبر محمودیوثاق به دیدار معبود شتافت و فردای آن روز با همراهی جمعی از دوستدارانش در قطعه هنرمندان باغ بهشت همدان به خاک سپرده شد. یاد دادای همدان در این روزها بخیر.