به گزارش همدان پرس؛ پروفسور رابرت پیپ، تحلیلگر برجستهی علوم سیاسی، بهدرستی اشاره میکند که اگر تهران تصور کند پیروزیهای استراتژیکاش در سوریه، عراق، لبنان و یمن به معنای پایان بازی است و اکنون زمان فراغت از کنشگری فعال است، مرتکب خطای فاحشی شده است. از دیدگاه او، ایران در حال ایجاد یک حوزهی نفوذ از مدیترانه تا دریای سرخ است؛ اما خطر اینجاست که تهران در میانهی این مسیر، متوقف شود و پیش از تثبیت کامل این موازنه، به سمت توقف برود.
۱. خطای زمانبندی؛ وقتی آتشبس به معنای بازآرایی دشمن است
نقد اصلی به رویکرد فعلی، ناظر بر زمانبندی و ماهیت تعاملات است. رقبای منطقهای ما و در رأس آنها ائتلاف واشنگتن-تلآویو، از مذاکرات و یادداشتهای تفاهم، نه بهعنوان پلهایی برای صلح، بلکه بهعنوان تنفسگاههایی برای بازآرایی استفاده میکنند. جریانهای تصمیمساز باید بدانند که در ادبیات روابط بینالملل، آتشبس بدون تعیین تکلیف نهایی نظم منطقهای، تنها فرصتی را برای رقیب فراهم میکند تا زیرساختهای خود را تثبیت کند.
اینکه ما تصور کنیم با امتیاز گرفتن و امتیاز دادن روی کاغذ که بارها مقامات آمریکایی صراحتاً تأکید کردهاند چیزی بیش از یک برگ کاغذ نیست در لحظات حساس میتوانیم حسننیت کشورهای عربی را بخریم، نادیده گرفتن یک اصل واقعگرایانه است: کشورهای عربی که امروز پیشران کریدور IMEC هستند، تضاد منافع ساختاری با عمق استراتژیک ایران دارند. امتیازدهی بیبازگشت در این مقطع، نه تنها تنش را کاهش نمیدهد، بلکه طرف مقابل را برای گامهای بعدی نظمسازی علیه منافع ملی ما جریتر میکند.
۲. دیپلماسی اقتدارمحور؛ مذاکره به مثابهی ابزار قدرت
دیپلماسی یک ابزار ضروری است، اما دیپلماسی موفق تنها زمانی متولد میشود که موازنه سختافزاری در میدان، پشتوانهی آن باشد. اینجا همان نقطهای است که نباید از واشنگتن یا تلآویو و شرکای منطقهایشان رو دست بخوریم. آنها در حال مهندسی نظمی هستند که در آن، ایران از معادلات ترانزیتی و انرژی حذف شود. اگر ما در حال مذاکره هستیم، این مذاکره نباید به قیمت توقف بازی قدرت در مدیترانه یا دریای سرخ تمام شود.
تهران باید بداند که در شطرنج منطقهای، مهرههای لبنانی، عراقی و یمنی، ابزارهای حیاتی چانهزنی هستند و دفاع از آنها، ستونهای امنیت ملی ماست. رو دست خوردن زمانی رخ میدهد که ما این ستونها را از خود جدا کنیم یا در قبال وعدههای نسیه، آنها را در میز مذاکره قربانی کنیم. ما نه با اصل مذاکره، که با مذاکره از موضع انفعال مخالفیم.
نتیجهگیری؛ رئالیسم تهاجمی در دیپلماسی
به باور من، تهران اکنون در وضعیتی است که میتواند قواعد بازی را بازنویسی کند؛ به شرط آنکه دچار خوشخیالیِ استراتژیک نشود. ما باید در دیپلماسی خود به دو نکته پایبند باشیم: اول، مذاکره باید موازی با حفظ دستاوردهای منطقهای باشد، نه جایگزین آن. دوم، باید مراقب بود که تنشزدایی تاکتیکی منجر به خلعسلاح راهبردی نشود.
کشورهای عربی حامی IMEC و بازیگران فرامنطقهای، تنها زمانی به نظم مطلوب ایران تن خواهند داد که بدانند موازنه قدرت بهگونهای تغییر کرده که ادامهی تقابل، هزینهای گزاف برای آنها دارد. دیپلماسی ما باید این پیام را مخابره کند که: ما اهل گفتگو هستیم، اما نه به قیمت فدا کردن هندسهی قدرتی که برای آن هزینه دادهایم. در غیر این صورت، تکرار اشتباهات گذشته در قالب دو دوره مذاکراتی که در میانه آن با جنگ مواجه شدیم، تنها به خفگی ژئوپلیتیک ما منجر خواهد شد.
پ.ن : India-Middle East-Europe Economic Corridor - IMEC «کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا»
مرجع تخصصی و تحلیلی اخبار سیاسی، اقتصادی و تحولات روز