به گزارش همدان پرس؛ او متعجب و شادان از فریادهای بچهها در یکی از نمایشهای جشنواره امسال، نوشته بود وقتی نمایش شروع شد مخاطبهای آورده شده از مدرسه قد و نیمقد با بستههای تنقلات در دست همچنان پر از ازدحام و بیتوجه به شروع نمایش مشغول خوردن و سر و صدا بودند اما وقتی بازیگران و به دنبال ایشان کارگردان خواسته بود آرام باشند و به نمایش توجه کنند مگر نه پرده پایین میآید و خدانگهدار! بچهها یکصدا فریاد زده بودند خدانگهدار!
بچهها خواستههای خودشان را دارند و امروز، راههای جلب توجه ایشان بسیار مشکل است. برانگیختن حس کنجکاوی علاوه بر داستان و موسیقی و بازیهای قابل توجه بازیگران، به نسبت گذشته کاری سختتر شده است. نجوا کندری جدا از محتوا و بازیهای بازیگران، از شکل خواستن و صرف فعل خواستن توسط بچهها خوشحال و متعجب بود و به حال بچهها نسبت به روزهای کودکی خودش و همسالان خودش حسرت میخورد که چرا اینگونه برای خواستههای خودشان درست و یا حتی نادرست یکصدا نبودهاند.
والدین نخستین الگوها
شخصیتهای پر تعداد برای بچهها دائما در حال الگوسازی هستند و خانوادهها به عنوان الگوهای نخست برای کودکان و نوجوانان معمولا خودشان را از الگوشدن برای فرزندان پنهان میکنند. رفتارها و عکسالعملهایی که ریشههایی از ناراحتی فردی یا جمعی دارند، الگوسازی برای فرزندان را به بیراهه میکشاند. مدرسه و مسیر آمدن تا خانه نیز که با دوستان و همکلاسیها میگذرد، مسیری امن نیست و امنیت روانی و اخلاقی دانشآموز معمولا با پرخاشگری پاسخ داده میشود. این که از چه محصولات فرهنگی و هنری برای فرزند خردسال استفاده بشود و آیا تلویزیون و مهمتر از آن تلفنهای همراه چند ساعت و چگونه باید در دسترس بچهها باشند کاملا با تصمیم درست و گاهی نادرست خانواده در میزان استفاده، همراه است. بنابراین شخصیتهای کارتونی الویت دوم میشوند تا به شکل الگو خود را برای بچهها مطرح سازند.
نمایش بچهها و نه نمایش برای بچهها
نمایش چه میتواند بر عهده بگیرد بجز آن که خودش الگو شود. استفاده از تماشاگران برای روایت داستان و بهرهگرفتن به شکل خلاق از عکسالعملهای مخاطبان نمایش کودک و نوجوان به شکل جالب توجهی میزان مشارکت و به دنبال آن جلب نظر بچهها را به دنبال دارد. استفاده از آواهای مورد نظر بچهها و سعی کردن برای تکرار یک جمله به شکل آهنگین حتی جملهای اعتراضی مبنی بر این که بچهها خودشان دارند نمایش را پیش میبرند میتواند راهگشا باشد.
یک گروه نمایشی از کشور هند میهمان جشنواره هفدهم تاتر کودک در همدان از همین روش یاد شده بهره برد و با آن که بچههای حاضر زبان گفتار را متوجه نمیشدند، صرفا با استفاده از آواها و حرکات نمایشی و مشارکت بچهها، نمایشی خلاقانه را اجرا کرد و از قضا مورد استقبال هم قرار گرفت.
بچههای امروز
بچههای امروز با مجموعههای بسیار متنوع از تصویر هم به شکل نمایش و هم به شکل تصاویر پویانمایی و برنامههای پر تعداد تلویزیونی روبرو هستند. تلویزیون و نه صدا و سیما ابزاری در دسترس است و دیگر مانند گذشته محدودیت کانالهای نمایش کارتون وجود ندارد. شبکههای برخط یا مبتنی بر اینترنت به راحتی در کنار ماهواره و شبکههای متنوع آن با اشاره یک انگشت شروع به پخش فیلم و سریالهای کارتونی و جذاب میکنند تا سینما نیز برای جذابیت باید از راههای منحصر به فرد خودش بهره ببرد.
هنر نمایش با استفاده از اجرای زنده و بهرهگیری کاملا ملموس میتواند بچههای امروز را به سالنهای نمایش بیاورد و دعوتکنندهای مهم برای نشر فرهنگ و هنر به شکل ریشهای و ادامهدار باشد چرا که نمایش با بازی بچهها میتواند آن جذابیتهای یکطرفه در تلویزیون را به شکل تجربهگرا و خاطرهانگیز بدل میکند.
بنابراین استفاده از متن با ویژگیهای آزمودهشده در کنار کارگردانی و بازیهای بازیگران و موسیقی به عنوان امضای جذاب نمایش در کنار هم و دوشادوش هم میتوانند یک نمایش را به خاطرهای ماندگار برای کودکان امروز و نوجوانان و جوانان آینده تبدیل کند.